گاهی مشکل GIS، نرمافزار نیست؛ طرز فکر است
سال ۱۴۰۰ به دعوت یکی از سازمانهای مطرح کشور، در جلسهای برای بررسی چالشها و نیازمندیهای GIS آن مجموعه حاضر شدم. مشاور GIS سازمان نیز که از اساتید یکی از دانشگاههای مطرح تهران بود، در جلسه حضور داشت.
پس از شنیدن چالشها و نیازمندیهای آن سازمان، سامانه GIS بهسام را بهعنوان یک راهکار جامع و قابل سفارشیسازی معرفی نمودم. اما بلافاصله پس از اتمام ارائه، مشاور جی آی اس سازمان با لحنی قطعیتگرا و مدعیانه اظهار داشت:
«راهکار شما اصلاً برای یک سازمان بزرگ مناسب نیست! چون با زبان Python توسعه یافته و پایتون صرفاً برای اتوماسیون ساده یا نهایت ساخت نمونه اولیه (Prototyping) است، نه یک سامانه سازمانی بزرگ!»
پاسخ من به ایشان دعوت به مطالعهٔ بیشتر در زمینه معماریهای نوین نرمافزار و بنچمارکهای جهانی بود. اما این پیشنهاد به مذاق ایشان خوش نیامد و باعث برانگیخته شدن واکنش احساسی شد. در ادامه پیشنهاد دادم از مشتریان و سازمانهای بزرگ دولتی که از سال ۱۳۹۷ بدون هیچ چالشی در حال بهرهبرداری از راهکارهای برپایه پایتون شرکت ما هستند بازدید کنند.
اما واقعیت این بود که «مرغ یک پا داشت»؛ فرمول ایشان برای تمام مسائل GIS یک چیز بود: «فقط فریمورک NET. و فقط پایگاهداده Oracle!»
نتیجه جلسه روشن بود؛ خداحافظی کردیم و خارج شدیم.
نتیجهٔ تلخ: ۵ سال بلاتکلیفی و خسارت پنهان سازمان
امروز که این متن را مینویسم، نزدیک به ۵ سال از آن جلسه میگذرد. آیا آن سازمان توانست سامانه GIS مدنظر خود را مستقر کند؟ خیر! آن سازمان همچنان در همان نقطهٔ اول درجا میزند و از داشتن یک راهکار کارآمد محروم مانده است.
این یک نمونهٔ بارز از «هزینهٔ پنهان مشاوران نامناسب» است. متأسفانه در ساختار اداری، برخی مشاوران سفارشی و غیرقابلجایگزین میشوند و به دلیل عدم اشراف به مفاهیم علوم کامپیوتر و معماریهای مدرن (مثل Microservices، فریمورکهای توسعه سریع، Async I/O و پایگاههای داده مکانی open-source/postgis)، سازمان را سالها در وضعیت نامطلوب نگه میدارند.
درسهای کلیدی برای مدیران و کارشناسان GIS
از این تجربهٔ چندساله در بازار GIS ایران، ۴ درس مهم استخراج میشود که توجه به آنها برای هر دو گروه کارشناسان فنی و مدیران ارشد ضروری است:
۱. رزومه آکادمیک به معنای دانش اجرایی نیست
ارزش علمی اساتید دانشگاه محترم است، اما داشتن مدرک «دکتری» یا «استادی دانشگاه» به خودی خود تضمینکننده توانایی مدیریت و معماری پروژههای نرمافزاری بزرگ نیست. سازمانها باید بدانند که GIS سازمانی، ترکیبی از علوم مکانی و علوم کامپیوتر است.
۲. معیار انتخاب مشاور: پروژههای عملیاتی موفق، نه عناوین
سازمانها برای انتخاب مشاور GIS باید به سوابق اجرایی درگیر با چالشهای واقعی (Performance، Security، Scalability و Concurrency) در پروژههای بزرگ کشور استناد کنند، نه صرفاً عناوین و مدارک دانشگاهی.
۳. تعصب روی ابزار، سم مهلک معماری نرمافزار است
هیچ ابزار، زبان یا پایگاهدادهای «تمام نیازمندیها» را برطرف نمیکند. تعصب روی NET. یا Oracle و نادیده گرفتن قدرت پایتون، PostGIS و اکوسیستمهای مدرن نشاندهنده فاصله از دانش روز علوم کامپیوتر است. یک مشاور GIS سازمان موفق کسی است که بر اساس نیاز مسئله، حجم داده و معماری مطلوب، پشتهٔ فناوری (Tech Stack) را انتخاب کند.
۴. استراتژی شرکتهای GIS در مواجهه با مشاوران متعصب
اگر به عنوان یک شرکت GIS با مشاورانی مواجه شدید که دچار تعصب فنی ناآگاهانه هستند و رویکرد سازندهای ندارند، قاطعانه چالشها را بگویید و از انعقاد چنین قراردادهایی فرار کنید! ورود به چنین پروژههای GIS جز اتلاف انرژی، انگیزه و پول و آسیب به اعتبار برند شما، حاصلی ندارد. عاشق قرارداد GIS نباشید، عاشق اثرگذاری روی جامعه با راهگارهای سازنده مکانی باشید. راهکارهایی که یک تیم متشکل از کارفرما، مشاور او و شرکت پیمانکار، آن را توسعه می دهد. تجربه نشان داده است که سازمانها پس از چند سال شکست، دستازپادرازتر به سراغ راهکارهای اصیل و امتحانپسداده برمیگردند.
شما چه تجربهای دارید؟
آیا شما هم در سازمان یا پروژههای خود با چالش تعصبات ابزاری یا مشاوران ناکارآمد مواجه شدهاید؟ به نظر شما چگونه میتوان فاصله میان دانش دانشگاهی و نیازمندیهای بازار GIS در ایران را کاهش داد؟
دیدگاهها و تجربیات خود را در بخش نظرات زیر همین نوشته با ما و سایر متخصصان GISPlus به اشتراک بگذارید.
پیشنهاد ما:
اگر به دنبال درک عمیقتر چالشهای استراتژیک استقرار GIS هستید، مطالعه کتاب اجرای موفق GIS در سازمانها میتواند راهنمای خوبی برای شما باشد.






